به مناسبت شروع سال تحصیلی مدارس و دانشگاه ها

به مناسبت شروع سال تحصیلی مدارس و دانشگاه ها

به مناسبت شروع سال تحصیلی مدارس و دانشگاه ها

از كتاب " در آئينه‌ي خاطرات مهندس بازرگان " صفحه‌ي 81 :

استبداد هيچ‌گاه نمي‌تواند ميانه‌ي خوبي با دانش داشته باشد.

مي‌گويند: وقتي ناصرالدين‌شاه براي سركشي به دارالفنون رفته بود ، از شاگردي مي‌پرسد: بلجيك (باژيك) كجاست؟

آن شاگرد هم وضع جغرافيايي باژيك را به خوبي جواب مي‌دهد. شاه با خشم و تغيّر دارالفنون را ترك مي‌كند و به قصر سلطنتي برمي‌گردد. مدير آن روز دارالفنون كه انتظار تشويق و تقدير داشته ، از اين حالت شاه تعجب مي‌كند و به زحمت خود را به شاه رسانده و سبب آن خشم را مي‌پرسد.

شاه جواب مي‌دهد: اگر اينها دانستند كه بلجيك كجاست ، سوار من و تو مي‌شوند!

(اگر با مدنيت و مدرنيته آشنا شوند ، زير بار استبداد نمي‌روند)

از صدرالاشراف نقل مي‌كنند: هنگام بازگشت از سفر عربستان سعودي ، كه براي حمل جسد شاه سابق به همراه محمدرضاشاه به مكه رفته بودم ، در هواپيما شاه به من گفت: ما در اينجا آثار عمران و آبادي و ساختمانهاي نو ، زياد ديديم ؛ ولي از دانشگاه و مدارس عاليه خبري نبود.

به شوخي گفتم : اگر اينجا هم دانشگاه مي‌داشت ، باعث زحمت حكومتشان مي‌شد.

شاه گفت : همين‌طور است.

وای که چقدر فقیریم!!!

وای که چقدر فقیریم!!!

وای که چقدر فقیریم!!!

مي خواهم بگويم

فقر همه جا سر مي كشد

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست

فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته‌ي يك كتابفروشي مي نشيند

فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند

فقر ، كتيبه‌ي سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود

فقر ، همه جا سر مي‌كشد

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست .

فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ..

 

دکتر شریعتی